سیستم آموزشی

در بسیاری از دوره‌های آموزش زبان انگلیسی به دلیل پاره‌ای از مشکلات، یا دوره به طور کامل برگزار نمی‌شود یا ریزش چشمگیری در تعداد زبان‌آموزان، در طول دوره مشاهده می‌شود. جلوگیری از بروز چنین مواردی نيازمند راهكارهايی است که مدیریت در امر آموزش یکی از مهم‌ترین آن‌هاست.
بدیهی است که نقش مدیریت در گروه برگزارکننده دوره‌های آموزشی برای به دست آوردن اطلاعات درست در طول دوره، بسیار مؤثر است؛ كه از آن جمله می‌توان به تحليل درست اطلاعات به طور دقيق وعلمی (Objectivism) برای كاهش درصد خطا و همچنين كاهش تحليل سليقه‌ای (Subjectivism)، که منجر به افزایش یا کاهش پارامترهای آموزشی در طول دوره می شود، اشاره كرد؛ البته تمام اين موارد نیازمند راهكارهای زير است:
1-آزمون تعیین سطح اوليه
2- نظرسنجی از زبان‌آموزان و استادان قبل و بعد از دوره و همچنین در مقاطع مشخص در طول دوره
3- ارائه گزارش كار استادان و تجزیه و تحلیل آن
4- برگزاری دوره‌هايی مطابق با آزمون‌های بین‌المللی به طور آزمایشی برای حصول استاندارهای جهانی
5- برگزاری جلسات پرسش و پاسخ با نمایندگان دانشگاه‌های خارج از کشور در ایران
6- برگزاری کلاس‌ها در شرکت‌ها و سازمان‌ها، همکاری و ارتباط متقابل با مدیریت آموزش سازمان مورد نظر برای شناسایی دقیق‌تر نیازها و راهكارهای مؤثر در روند پیشرفت آموزشی
7- معرفی نیروهای پشتیبان و مشاوره آموزشی
8-امکان برگزاری دوره‌های کوتاه‌مدت و کارگاه‌های آموزشی فشرده
9- معرفی نیروهای پشتیبان و مشاوران آموزش مجرب
10- نظارت بر کیفیت آموزش در طول دوره
11- مطابقت با استانداردهای بین المللی
12- برگزاری اتاق های فکر، و دعوت از کادر مدیریت گروه آموزشی و نیز دانشجویان به منظور ارتقاء کیفیت و ادامه همکاری
جذب استادان و ارزیابی آن‌ها
در بسیاری از دوره‌های آموزش زبان انگلیسی به دلیل پاره‌ای از مشکلات، یا دوره به طور کامل برگزار نمی‌شود یا ریزش چشمگیری در تعداد زبان‌آموزان، در طول دوره مشاهده می‌شود. جلوگیری از بروز چنین مواردی نيازمند راهكارهايی است که کادر آموزشی یکی از آن‌هاست.
انتخاب استادان و بررسی اجرای فعالیت آن‌ها در گروه آموزشی اهمیت ویژه‌ای دارد. در مؤسسه ارس نحوه همکاری با استادان به طور خلاصه به اين ترتيب است که ابتدا پس از آزمون عمومی و تخصصی زبان انگلیسی (کتبی و شفاهی)، سوابق آموزشی بررسی می‌شود و در صورت انطباق با معیارهای اولیه، استادان بايد در کلاس‌های ویژه آموزشی شرکت کنند و بعد از کسب نتایج مطلوب، در کلاس‌های مختلف استادان دیگر که مشغول تدریس هستند،حاضر شوند؛همچنين در پایان دوره، مشاهدات، پیشنهادها و انتقادات خود را به صورت كتبی به مدیر آموزش می‌دهند، كه تمام اين موارد در جلسه‌ دفاعیه، با حضور متقاضی بحث و بررسی می‌شود. در‌نهایت کلاس‌هایی برای تدریس به او داده می‌شود که پس از اثبات صلاحیت، می‌تواند به كار خود ادامه دهد. البته در طول دوره‌ها، مدير آموزش بر کلاس استادان نظارت می‌كند و در جلسات خاص، پیشنهادها و انتقادات همه اعضای گروه آموزشی مورد نقد و برهدفمندی دوره و طراحی سیلابس کارآمد.
در بسیاری از دوره‌های آموزش زبان انگلیسی به دلیل پاره‌ای از مشکلات، یا دوره به طور کامل برگزار نمی‌شود یا ریزش چشمگیری در تعداد زبان‌آموزان، در طول دوره مشاهده می‌شود. جلوگیری از بروز چنین مواردی نيازمند راهكارهايی است که هدفمندی دوره و طراحی سیلابس کارآمد از مهم‌ترین عوامل آن به شمار می‌آید.
بر اساس مبانی جدید تئوریک در آموزش زبان، به‌جای تکیه بر یک متد خاص، بسته آموزشی نهایی باید بر مبنای نیازسنجی (Needs Analysis) وتحلیل تمام عوامل دخیل در یک دوره آموزشی پیشنهاد شود؛ به همین ترتیب، با توجه به نوع نیاز و توانایی‌های زبان‌آموزان، گروه آموزشی، فضای آموزشی وغیره، سیلابس اختصاصی همان سطح آموزشی به زبان‌آموز ارائه می‌شود.
موارد و مراحل ذكر‌شده در مراجع آکادمیک آموزش زبان، بیانگر جدیدترین و کارآمدترین متدهاست کهPost-Method Conditioning نام دارد و در اواسط دهه نود توسط متفکرین و متخصصین طراحی و تعریف شد و پا به عرصه آموزش زبان گذارد. آنچه اساتید بخش آموزشی را ترغیب کرد تا طرحی نو در قالب آموزش بوجود بیاورند، نقایص متدهای پیشین بود؛ برای مثال، Audio-Lingual Method به عنوان اولین روش آکادمیک در اواسط قرن بیستم که بر مبنای تئوری روانشناسی رفتارگرایی(Behaviorist Psychology) طراحی شده بود، عمدتاً از تکنیک “تکرار” برای یادگیری بهره می برد، چرا که مطابق با نظریات روانشناسی رفتارگرایی، یادگیری زبان نیز همانند یادگیری دیگر رفتارها به شمار میرفت؛ بنابراین بجای “تفکر” صرفاً “تکرار” نقش قابل ملاحظه تری ایفا می کرد. نمونه بارز کتابهای آموزش زبان بر اساس این روش،English 900 است که در آن ساختار زبان انگلیسی در قالب جملات و با استفاده از انواع تکنیک های تکرار آموزش داده می شد. سپس نوبت به روانشناسی شناخت گرایی(Cognitive Psychology) بود که پس از تغییراتی که کم و بیش در روش های قبلی لحاظ شد، نقش تفکر و شناخت در آموزش پر رنگ تر گردید و روش جدیدی با نام Cognitive Approach بوجود آمد. با گذشت زمان و بر اساس تئورهای متفاوت آموزش، روش ها و متدهای مختلفی معرفی شد تا اینکه سرامد آنها در اوایل دهه هشتاد و با نام Communicative Approach یا Communicative Language Teaching به وجود آمد که در آن نظریات و تکنیک های سودمندی نظیر “دانشجو محوری” و “برقراری ارتباط” بیانگر نگاه عمیقتر به امر آموزش بود و بررسی خطاهای زبان آموز به عنوان گذشت از مراحل مختلف یادگیری تلقی می شد. نمونه کتاب ها و بسته های آموزشی طراحی شده بر این اساس Interchanges, Headway و نظایر آن است.
البته قبل از این متد، روش های دیگری نیز بوجود آمدند که با توجه به تئوری و تکنیک هایشان، هر یک متمایز از دیگری عمل می کرد. Situational Language Teaching نمونه بارز دیگری بود که در دهه 70 به نوبه خود پاسخگوی زبان آموزان بود که در آن “موقعیت” نقش محوری را ایفا می کرد؛ عناوین درسها بر اساس موقعیت های مختلف مثلاً “در فرودگاه”، “در رستوران” و یا “در فروشگاه” تنظیم می شد. نمونه مشخص کتاب های این متد Streamline بود که در زمان خود باز خورد بسیار قابل ملاحظه ای داشت. به هر حال هر یک از متدها از ویژگی های مختلفی برخوردار بودند و هر یک مزایا و معایب خاصی داشتند؛ بنابراین، متفکرین آموزشی به این اعتقاد روی آوردند که با استفاده از نقاط قوت هر یک از متدهای پیشین، روش جدیدی بوجود آوردند که به عنوان Eclecticism معرفی شد. با این وجود، این روش نیز دارای ضعف بزرگی بود که علی رغم وجود نکات مثبت فراوان، به دلیل عدم پیروی از یک تئوری خاص، از انسجام کافی برخوردار نبود. از این رو متد “التقاطی” نیز نتوانست به عنوان روش جامع در دنیای آموزش زبان معرفی شود.
نهایتاٌ در دهه 90 متفکرین برجسته آموزش زبان به فکر طرحی جدید افتادند و این بار با مطالعه دقیق تر و بررسی مو شکافانه متدهای پیشین و نیز با بهره گیری از تجربیات فراوان به این نتیجه رسیدند که ” هیچ متد کاملی وجود ندارد” و بدین سان دنیای آموزش زبان هم نیاز داشت که از مبانی “فرامدرنیسم”پیروی کند؛ بنابراین، روش جدیدی پا به عرصه آموزش زبان گزارد که در مجامع آکادمیک جامع ترین روش لقب گرفت که به عنوان Post–Method Conditioning معرفی شد. در این روش اصول کاربردی بسیاری نظیر “دانشجو محوری” و “خلاقیت” وجود دارد و در آن با توجه به شرایط ویژه دانشجویان، اساتید، کلاس ها، منابع آموزش، عوامل اجتماعی – اقتصادی و غیره، امکان سنجی شده و برای هر کلاس طرح درسی Syllabus جدیدی به کار گرفته می شود؛ به عبارت دیگر، اصل “نیاز سنجی” (Needs Analysis) به عنوان محور ساختاری این متد به شمار می رود و در هر موقعیت طرح کاربردی منحصر به فردی ارائه می گردد.
به همین منوال، موسسه ارس افتخار دارد تا با پیروی از اصول Post-Method Conditioning و Needs Analysis با توجه به بررسی دقیق شرایط و مشاوره با دانشجویان پاسخگوی نیاز ها و اولویت های آنها باشد. در این موسسه، تمامی کتب و بسته های آموزش زبان در نظر گرفته می شود تا با بررسی نیازها و شرایط متقاضیان از آنها استفاده شود؛ بنابراین، منابع و بسته های آموزشی نظیرTop Notch, Interchanges و غیره، که در برخی از موارد به اشتباه به عنوان متد! معرفی می شوند، هر یک بالقوه می توانند بکار گرفته شوند و دراین موسسه تمامی منابع قابلیت اجرا دارند.

درنهایت، در موسسه ارس با رعایت مبانی ” نیاز سنجی” می توانیم دانشجویان را به عنوان عضو گروه آموزشی در روند آموزش سهیم کنیم و مسیر یاد گیری زبان را هموارتر سازیم.