اصطلاحات عاشقانه انگلیسی

اصطلاحمعنی و مفهوم
Belovedمعشوقه
Miss youدلم تنگ شده
leave youترکت میکنم
kissبوسیدن
Hugبغل کردن
lie downدراز کشیدن
glanceنگاه
I wish I was your loverکاش معشوق تو بودم
You know I got this feeling that I just can’t hideمیدونی,یه احساسی دارم که نمیتونم پنهانش کنم
words don’t come easilyكلمات به آسانی نمی توانند احساسم را بیان کنند
i watch you when you smileمن تماشات می كنم وقتی تو لبخند می زنی
Just hold me when I tell youفقط به من گوش بده وقتی که بهت میگم
All I need is a love you giveهمه ی چیزی كه می خوام یك عشقی است كه تو به من بدی
Oh baby all I need is youعزیزم همه ی چیزی كه می خوام تویی
every time is the only time i wanna spend with youمی خوام همه لحظه هامو با تو باشم
your place is always emptyجای تو همیشه خالی میمونه
Never let you go from my lifeهرگز نمیزارم از زندگیم بری
There is no remedy for love but to love moreهیچ چاره ای برای عشق وجود ندارد به جز دوست داشتن بیشتر
 !oh darlingاوه؛ عزیزم
I cherish youقربونت برم
I adore youعشق میورزم بهت/ میپرستمت
I am better because of youچون تو با منی من بهترم
You mean the world to meتو برام یك دنیا ارزش داری
You are my sweetheartجیگر منی !
Life has never been better, thanks to you, sweetheartزندگی از این بهتر نمیشه، ممنونم عزیزم
You are the best thing that ever happened to my lifeتو بهترین اتفاق زندگیمی